بایگانیِ سپتامبر 2011
مرغ خوشخوان
نوشتهشده به وسیلهٔ بامداد راد در موسیقی, سبز در 22 سپتامبر 2011
آقای شجریان!
برای بودنتان، برای خواندنتان و برای ماندنتان بر عهدی که با مردم ایران بستید از شما ممنونام.
تولّدتان مبارک ای «مرغ خوشخوان»!
حاشیه: همزمان با تولّد ۷۱ سالگی محمّدرضا شجریان، آلبوم تازهی او -مرغ خوشخوان- منتشر شد. اینکه شنیدن قطعات این آلبوم چه لذّتی به شنونده میدهد اصولن در واژه نمیگنجد. باید حتمن آن را گوش دادهباشید تا حس کنید چه میگویم، البته لفظ «گوشدادن» دربارهی این موسیقیها صدق نمیکند؛ آنها را باید بنوشید و مست شوید.
اینجا شعر قطعهی آخر آلبوم را، که از حافظ است، میآورم. بخوانید و ببینید معنای پایداری را، معنای «شجریان» بودن را:
یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور / کلبهی احزان شود روزی گلستان غم مخور
ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن / وین سر شوریده بازآید به سامان غم مخور
گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن / چتر گل در سر کشی ای مرغ خوشخوان غم مخور
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت / دایمن یکسان نباشد حال دوران غم مخور
هان مشو نومید چون واقف نِهای از سرّ غیب / باشد اندر پرده بازیهای پنهان غم مخور
ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکند / چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور
در بیابان گر به شوق کعبه خواهیزد قدم / سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور
گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید / هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور
حال ما در فرقت جانان و اِبرام رقیب / جمله میداند خدای حال گردان غم مخور
حافظا در کنج فقر و خلوت شبهای تار / تا بوَد وردت دعا و درس قرآن غم مخور
شرم بر شما!
نوشتهشده به وسیلهٔ بامداد راد در سبز در 22 سپتامبر 2011
۳ آمریکایی از مرز ایران رد شدند.
پس از بازجوییها معلوم شد اتّهامشان جاسوسیست؛ هرچند خانوادههای آنان و وکیلشان ادّعا میکردند آنها حتّا از مرز ایران رد نشدهاند و اتّهام ورود غیر قانونی به خاک ایران برایشان متصوّر نیست. علارغم تمام فشارهای جهانی و اعتراضهایی که به حکومت ایران برای آزادی سارا شورد، جاش فتال و شین باوئر صورت گرفت، این ۳ تن در زندان ماندند و تنها یک مرتبه توانستند با مادرانشان ملاقات کنند.
سال گذشته سارا شورد -بدون دریافت حکم- با وثیقهی نیم میلیارد تومانی ِ عمّان، با خودروی تشریفاتی از زندان اوین به فرودگاه مهرآباد منتقل شد و با هواپیمای اختصاصی عمّان به این کشور و در نهایت به آمریکا رفت.
چندی پیش ۲ تن ِ باقیمانده در زندان هرکدام به ۸ سال حبس -به اتّهام جاسوسی و ورود غیر قانونی به خاک ایران- محکوم شدند. دادگاه تجدیدنظر قرار بازداشت ۲ نفری را که متّهم به «جاسوسی» بودند، تبدیل به قرارهای وثیقهی نیم میلیارد تومانی کرد و آنها امروز با خودروی تشریفاتی از زندان اوین به فرودگاه مهرآباد منتقل شدند و با مشایعت سفیران سوییس و عمّان در ایران، با هواپیمای اختصاصی به عمّان رفتند و هواپیمایشان اگر تا حالا در خاک آمریکا به زمین ننشسته باشد، تا ساعاتی دیگر خواهدنشست.
۳ متّهم به «جاسوسی» به خانه برگشتند.
*****
۳۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ میلیارد تومان از سرمایهی ملّی ایران درون جیب کس(ان)ی رفت.
دروغگویی که تمام ۴ سال ِ دولت نخستش نمایش بازی میکرد و هر چند وقت یکبار میگفت اسامی مفسدان اقتصادی را افشا میکند و آنها را پای میز محاکمه میکشد، ۲ سال پیش فردی را به معاونت اوّلیاش برگزید که نامش مطابق اسنادی که سایتهای خبری جمهوری اسلامی منتشر کردهاند در این اختلاس گیر است. این انتصاب، با مخالفت دشمن شمارهی یک مردم مواجه شد و فرد دیگری معاون اوّل شد که پیگیری پروندهی فساد مالیاش در مجلس ِ مخمور ۸م، با دستور همان دشمن متوقّف شد؛ آن هم در حالی که در خبرها حتّا جزئیات دقیق آن فساد منتشر شدهبود.
دولت دروغگوی ۱۰م، دولت کودتای ۱۰م، دولت نامشروع ۱۰م، تاکنون واکنشی به این اختلاس نشان نداده؛ تنها هیاهو کرده که اِل میکنیم و بِل میکنیم. دشمن شمارهی یک مردم؛ هماو که خود را ولیّ امر مسلمین جهان میخواند و خیلی دوست دارد با مولا علی -روحی فداه- مقایسه شود، حرفی در این باره نزده و نخواهدزد.
در حالی که در کشورهای دیگر در وضعیتی مشابه حتّا استعفای دستهجمعی دولت دور از ذهن نبود و در چین، که حتّا دریافت رشوه میتواند اعدام در پی داشتهباشد، مقامات درگیر در چنین دزدی بزرگی اعدام میشدند و در کرهی جنوبی، پیشینهی خودکشی یک مقام مسئول به دلیل رویدادن چنین تخلّفی وجود دارد، در نظام اسلامی مقامات صرفن حرف زدهاند و خبری از حتّا بازداشت متخلّف نیست.
متّهم اصلی اختلاس آزاد است و دوباره توانسته از نظام بانکی کشور وام بگیرد. یک نمایندهی مجلس هم تخفیف داده و گفته رقم اختلاس اصلن ۳ با ۱۲ صفر در برابرش نبوده، فقط ۱۷۳۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ میلیارد تومان بوده. ادامهی طبیعی چنین روندی این است که چند روز دیگر میگویند اصلن اختلاسی روی نداده و همهی جریان توطئهی «دشمن»، «رسانههای بیگانه»، «استکبار جهانی» یا «صهیونیسم بینالملل» بودهاست.
*****
ننگتان باد ای نامردمان ِ پَست، ننگتان باد ای بدسیرتتان که روی ابوسفیان و معاویه و یزید و همهی دروغگوها و بیشرفهای عالم را سفید کردهاید، ننگتان باد ای بیآبروها که بیدلیل بازداشت میکنید و بیدلیل آزاد میکنید و آبروی نداشتهی خودتان و آبروی باارزش مردم را به حراج میگذارید، ننگتان باد ای ترسوهای خائن که جوانان بیگناهی را که «آببازی» کردهاند بازداشت میکنید و وادارشان میکنید به هرچه دوست دارید اعتراف کنند و جَنَم این را ندارید که دزد(ان) به این درشتی را بازداشت کنید.
ننگتان باد ای حرامیان! ننگتان باد ای متجاوزان! ننگتان باد ای ترسوهای حقیر، ای مدّعیان عدالت و ظالمترین حاکمان! ننگتان باد از این همه پلشتی! ننگتان باد!
ایران لیبی نیست
نوشتهشده به وسیلهٔ بامداد راد در سبز در 20 سپتامبر 2011
یک) وزیر دفاع آمریکا، که پیش از این رییس سیآیای بوده، نخستوزیر اسبق بریتانیا و دبیرکل اتحادیهی عرب، سخن از تغییر حکومت در ایران راندهاند، رییسجمهور فرانسه از حملهی نظامی پیشگیرانه به تأسیسات هستهای ایران ابراز نگرانی کرده و رییس آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز، از نگرانی فزایندهای خبر داده که دربارهی حرکت ایران در برنامهی هستهایاش بهسوی نظامیشدن وجود دارد. ترکیه هم با استقرار رادار سپر دفاع ضدّ موشکی ناتو در خاک کشورش موافقت کرده؛ سامانهای که سازمان پژوهشهای مجلس، آن را تهدیدی برای ایران توصیف کردهاست.
واکنش جمهوری اسلامی، که درگیر بحران اختلاس 3هزار میلیارد تومانیست و ۲ جناح محافظهکار در حال نبرد با یکدیگر بر سر این موضوع، با روکردن سند و خطونشان کشیدن برای یکدیگراند، در ۲ مورد خلاصه شد؛ یکی رزمآیش هوایی در مرزهای شمالغربی کشور و دیگری، این گفتهی احمدینژاد که استعمار پیر همهی دندانها و پشمهایش ریختهاست.
رزمآیش یادشده، که احتمالن برای پاسخگویی به موافقت ترکیه با استقرار رادار ناتو اجرا شده، برخلاف آزمایش موشکهای دوربرد ایران، که هر مرتبه اجرایش با موضعگیری تمام مقامات ارشد اروپایی و آمریکایی همراه میشد، چندان بازتابی نداشت؛ شاید به این دلیل که همه از ناکارآمدی نیروی هوایی ایران، با حجم فراوان ویرانیهای جنگ و تخریب تحریمهایی که عمری به درازای نظام جمهوری اسلامی دارند، مطّلعاند و میدانند قدرت این نیرو در اندازهای نیست که نیازی به واکنش باشد.
دو) حکومت قذّافی در لیبی چندیست فروریخته و بهزودی خود او هم بازداشت خواهدشد. قیام علیه این حکومت، که در ادامهی قیام در سایر کشورهای عربی بهوقوع پیوست، البتّه «انقلاب» نبود و با همان سرکوب ابتدایی معترضان با هواپیمای جنگی و دستیازیدن مخالفان قذّافی به سلاح، معلوم شد بیشتر به جنگ داخلی شباهت دارد؛ ضمن اینکه اساسن نمیتوان لیبی را -به دلایل گوناگون- «کشور»، مردمش را «ملّت» و حکومتش را «دولت» نامید.
نظیر سرکوبی که در لیبی بهوقوع پیوست و حملهی نظامی ناتو را به سرکوبگران دولتی به دنبال آورد، در سوریه هم جریان دارد و چنین طرحی، دربارهی سوریه اجرا نشده و به احتمال بسیار، اجرا نخواهدشد. دربارهی اینکه چرا با وجود وضعیت مشابه سرکوب در لیبی و سوریه، وضعیت دخالت خارجی در این ۲ کشور تفاوت دارد، تحلیلهای گوناگونی میتوان عرضه کرد؛ مثلن اینکه حفظ حکومت اسد در سوریه بهنفع تمام دولتهای منطقه؛ از عربستان و همپیمانانش تا سوریه و ایران و لبنان و حتّا اسراییل، است و دخالت در وضعیت آن بهسود آرامش منطقه نیست.
دولت اسد، بلندیهای جولان را با امنیّتی مثالزدنی به اسراییل بخشیده و ضمن آرام نگاهداشتن خاطر اسراییل از تهدیدهای خارجی، با زدوبندهای پشت پرده متعهّد به حفظ منافع ایران و حزبالله لبنان نیز هست و عربستان هم از اینکه ایران کاملن قدرت دخالت را در سوریه ندارد، از دولت این کشور راضیست.
این، دقیقن برخلاف لیبیست که وقتی قذّافی علیه مخالفانش چماق را وحشیانه بیرون کشید، شورای امنیت فورن رأی به دخالت نظامی در این کشور داد و در پاسخ به این امر هم، شورای انتقالی لیبی، که ریاستش با وزیر دادگستری حکومت قذّافیست، اعلام کرده متعهّد به حفظ منافع دولتهای غربی در لیبیست و رییسجمهور فرانسه و نخستوزیر بریتانیا هم در پاسخ به این موضع، بهعنوان نخستین مقامات بلندپایهی خارجی، با شورای یادشده در لیبی دیدار کردهاند.
سه) وضعیّت منطقهای که ایران در آن است، با وضعیّت منطقهای لیبی متفاوت است. آمریکا در ۲ سوی مرز ایران پایگاه دارد، ضمن اینکه کشورهای ریز خلیج فارس هم از قدرت بزرگی چون ایران در نزدیکیشان در هراساند و بدشان نمیآید اگر قرار است حکومت در ایران عوض شود، سهمی از سفرهای که پهن میشود ببرند؛ همانگونه که رییس مرکز بررسیهای استراتژیک کویت اعلام کرده اگر روزی به ایران حملهی نظامی صورت گیرد، کویت در خطّ مقدم این حمله خواهدبود.
ایران اعلام کرده پاسخش به به هرگونه تجاوز نظامی «غافلگیرانه» خواهدبود. تا حدودی میتوان پیشبینی کرد پاسخ «غافلگیرنه»ی ایران چهگونه خواهدبود؛ ایران تنگهی هرمز را با تکیه بر نیروی دریایی نامتعارفش -دستکم برای مدّتی- مسدود خواهدکرد، با استفاده از موشکهای دوربردی که میتوانند مجهّز به کلاهکهای شیمیایی و میکروبی باشند، پایگاههای آمریکا را در منطقه، نواحی نزدیک اروپا و هرجا که برد موشکهایش به آنجا برسد موشکباران میکند و به اسراییل نیز حمله خواهدکرد.
این وضعیت سبب شدهبود تاکنون با این شدّت علیه ایران موضعگیری نشود، ولی دولت سوریه، که احتمالن یکی از سنگرهای ایران در نبرد احتمالی بود، اکنون لرزان است و ترکیه، یکی از دوستان نزدیک ایران، برای منافع بیشتر به ناتو نزدیکتر شدهاست. پروندهی هستهای ایران هم در حال نزدیکشدن به نقطهی خطرناکیست که هراس را از دستیابی ایران به جنگافزار هستهای افزایش داده و آنها که این روزها موضع سختی علیه ایران گرفتهاند، میدانند اگر این «نگرانی فزاینده» به نقطهی پایانش برسد، دیگر نمیتوان کاری کرد.
چاهار) باید به نکتهای در این میان توجّه ویژه کرد. در دنیای سیاست، بازیگران تنها با درنظرگرفتن منافعشان کنشهایشان را سامان میدهند؛ یعنی جمهوری اسلامی وقتی در لبنان و سوریه و ونزوئلا سرمایهگذاریهای هنگفتی انجام میدهد، تنها به این خاطر است که در این مناطق با توجّه به مسیری که از ابتدا برای سیاست خارجیاش ترسیم کرده، «باید» برای حفظ منافعش سرمایهگذاری کند، همانگونه که آمریکا در دورهی پهلوی در ایران سرمایهگذاریهای بسیاری انجام میداد و عاشق چشم و ابروی ایرانیان نبود که آخرین مدل جنگافزارهای خود را به ایران بفروشد؛ ایران برای کنترل شوروری پایگاه آمریکا و «ژاندارم» منطقه بود و «باید» قوی میماند.
بنابراین، اگر صحبت از حملهی نظامی به ایران میشود و یکی از مقدّماتش، که همان موافقت ترکیه با استقرار یکی از اجزای سامانهی موشکی ناتو در خاکش باشد یک گام به اجراییشدن نزدیک میشود، معنایی جز این ندارد که منافع آنها که تا پیش از این با دولتمردان جمهوری اسلامی سر یک میز مذاکره میکردند و حتّا بهخاطرشان سنّت کشورشان را از یاد میبردند و روی میز ضیافت دیپلماتیک شراب سرو نمیکردند، امروز دیگر در بقای نظام نیست و حتّا میتوان از گزینهی حملهی نظامی سخن گفت.
پنج) آنها که گمان میکنند میتوانند با هرگونه دخالتی در ایران، بهویژه دخالت نظامی، دولتی با مختصاتی که خود میخواهند بر سر کار آوردند، باید بدانند در ایران بسیار هستند مردمانی که برای نجات کشورشان حاضراند با دست خالی جلوی جنگافزارهای پیشرفتهی آنها بایستند. هرچند کارآیی این مقاوت عظیم در گروی نظامیست که مشروعیّت کافی داشتهباشد.
نظام نیز باید بداند برای پاسخ به این رویکرد تازه، رویآوردن به کارهای نمایشی با تأثیر کوتاهمدّت تأثیر چندانی ندارد و از مهمترین موضوع در واکنش به این تهدیدات نباید غفلت کرد، و خطرناک این است که ممکن است چنین غفلتی به بهای ازدسترفتن تمامیّت این مملکت تمام شود. بدبختانه نظام در توهّمی عمیق گرفتار است و گمان میکند از همان پایگاه مردمی برخوردار است که در دوران جنگ برخوردار بود که -صرفنظر از تمام ویرانیهای حاصل از جنگ و با درنظرگرفتن جانفشانیهایی که اگر نبود، اکنون وضعیت بدتر از این بود- با یک سخن «امام»، آنچنان نیروی مردمی بزرگی به جبههها گسیل میشد که عراق با تمام ماشینهای جنگی پیشرفتهاش، کار چندانی نمیتوانست پیش ببرد.
مسئولان عالیرتبهی جمهوری اسلامی باید بدانند تنها راه مقابله با چنین تهدیداتی، کوشش حقیقی برای بازگرداندن اعتماد ازدسترفتهی مردم به نظام است و «شهاب ۳» که هیچ، مخرّبترین موشکهای هستهای هم بدون مشروعیّت مردمی، نظام را سرپا نگاه نمیدارند. آنچه در جنگ از اشغال کامل ایران جلوگیری کرد، جانفشانی مردمی بود که با تمام وجود به حکومتشان اعتقاد داشتند و برای حفظ کشورشان، حاضر بودند هرچه حکومت میگوید اجرا کنند.
شش) پیشتر گفتهبودم «خطر خیلی نزدیک است»؛ امروز باز باید این گفته را تکرار کرد. ایران لیبی نیست، ایران «کشوری»ست با یک «ملّت»، نه قبایلی که دور هم زندگی میکنند و دولتهای خارجی قیّمشان هستند و شورای انتقالیاش متعهّد به حفظ منافع آنهاست. ایران دولتی میخواهد متعهّد به حفظ منافع ملّتش؛ منافعی که در صدر آنها تعیین سرنوشت ملّت بهدست خود است، نه بهدست دولتی دستنشانده که وضعیت بدتر از بد شود.
[۲۷ شهریور ۱۳۹۰ - کلمه]
یک جملهی موسوی تمام معادلات را برهم زد
نوشتهشده به وسیلهٔ بامداد راد در سبز در 12 سپتامبر 2011
پس از ۷ ماه بیخبری از میرحسین موسوی، او توانست با دخترانش دیدار کند. مطابق معمول «کلمه» بانی انتشار خبر این دیدار بود، و البته رویکردی را در این زمینه پیش گرفت که شگفت بود.
این دیدار -اگر شاخ و برگهای گزارش کلمه را از آن حذف کنیم- به ترتیب چند بخش مهم داشت:
۱. موضعگیری دربارهی انتخابات مجلس: «با توجه به تداوم وضعیت فعلی نمیتوان امیدی به انتخابات و شرکت در آن داشت».
۲. عدم دسترسی موسوی و رهنورد به هیچ رسانهای
۳. سلامتی جسمی و روحی موسوی و رهنورد
۴. حضور یک مقام بلندپایهی قضایی در این دیدار -احتمالن دادستان تهران- که موسوی به او با لحنی تند اعتراض کرده.
۵. ابراز امیدواری موسوی به آیندهی روشن
کلمه در بین تمام این موارد، تأکید گزارش را با انتخاب تیتر اصلی هم در وبسایت و هم در روزنامهی کلمه، روی مورد ۵ قرار داده و از موضعگیری قاطع و تعیینکنندهی موسوی دربارهی انتخابات مجلس، با رندی گذشتهاست. اینکه چرا این شیوه در پیش گرفتهشده، تا حدودی مبهم است و در این جستار میکوشم این ابهام را کمی برطرف کنم.
یک. گمان میکنم مسئلهی سلیقهایبودن انتخاب تیتر و تأکید گزارش در موردی به این مهمّی مردود باشد؛ مسئلهی اصلی رویکرد شورای همآهنگی راه سبز امید و خاتمی در رابطه با انتخابات مجلس است که چندان به شرکت در این انتخابات بیمیل نیستند و راهبردی که موسوی آن را با تمام محدودیتهایی که این دیدار داشته ترسیم کرده، چنان با شرکت مشروط در انتخابات زاویه دارد که پوشش آن باید با بیتوجّهی همراه شود.
زمانی که خاتمی شروطی را برای شرکت در این انتخابات مطرح کرد و شورای همآهنگی هم همین حرفها را در قالب بیانیهی مقدّماتیاش در ارتباط با انتخابات تکرار کرد، فکر میکردم راه خوبی برای رویارویی با این انتخابات در پیش گرفتهشدهاست و حکومت که به دلایلی که آن را در ادامه ذکر خواهمکرد در تنگناست، مجبور است رضایت اصلاحطلبان را برای حضور در انتخابات تأمین کند و احتمالن به این خواستهها تن درمیدهد.
جمهوری اسلامی، پاسخ سیاستورزانهای به این شروط داد؛ به این ترتیب که هم آنها را اجرا کرد و هم نکرد. ابتدا مطابق معمول قلدران شروع به موضعگیری کردند و حرفهای درشتشان را زدند، بعد اما ۱۰۰ تن از زندانیان سیاسی در آستانهی عید فطر و با عفو رهبر نظام آزاد شدند و روزنامهی «جمهوری اسلامی» هم خبر داده روند آزادی زندانیان تداوم خواهدیافت.
شرط دیگر خاتمی تضمین برگزاری انتخابات آزاد و سالم بود که اکنون با بحثهایی که میان محافظهکاران درگرفته و صحبت از بیطرفنبودن شورای نگهبان و تشکیل کمیسیون ملّی انتخابات دیگر تابو نیست، تا حدودی در حال پیگیریست و احزاب و رسانهها هم در آستانهی انتخابات -چون همیشه- آزادی خواهندداشت حرفهایی در محدودهی مورد پذیرش نظام بزنند.
دو. خامنهای به درستی میداند خطر احمدینژاد برای جمهوری اسلامی، بسیار بیشتر از اصلاحطلبانی چون خاتمی و شورای همآهنگیست. احمدینژاد و نزدیکانش که به «جریان انحرافی» موسوم شدهاند، اساسن اعتقادی به ولایت فقیه ندارند، چون معتقداند اکنون در دورهی ظهور صغرا بهسر میبریم و دستورات لازم را میتوان از شخص امام زمان دریافت کرد. ورود به مجلس برای این جریان، هنگامی که دولت را هم در اختیار دارند و ۲ سال دیگر هم از عمر دولتشان باقی مانده، فرصت مناسبی برای قبضهکردن کامل قدرت است.
این گروه تحرّکاتشان را از همین حالا با قدرت آغاز کردهاند؛ احمدینژاد که سوراخ دعا را خوب میشناسد، صحبت از ۳برابرشدن یارانهی نقدی به میان آورده و من گمان میکنم میتواند این کار را -دستکم برای مدّت کوتاهی- با خرجکردن از منابع راهبردی کشور یا بالابردن قیمتها و در عوض شامورتیبازیهایی که «با گرانفروشی برخورد میکنیم» انجام دهد.
او وقتی در آستانهی انتخابات ریاستجمهوری اخیر، نشان داد برای «خریدن رأی» حاضر است حتّا سیبزمینی توزیع کند و در شب انتخابات در شهرهایی چون سمنان به مردم سهام عدالت بدهد، این بار با این کار میتواند به آسانی «رأی بخرد»؛ همانگونه که یک نمایندهی اصلاحطلب مجلس هم این فرض را تأیید میکند و میگوید «جریان انحرافی» برای خریدن رأی در سراسر کشور، با دادن پول نقد و وام کمبهره، وارد گود شدهاست.
آنچه مهم است، نگرانی نظام و شخص خامنهای از تحرّکات این گروه است که خود را در نماز عید فطر و نگرانی رهبر از تبدیلشدن انتخابات به چالش امنیتی برای نظام و در حرفهای خامنهای هنگام دیدار هیئت دولت با او نشان میدهد.
خامنهای که میخواهد برای ازبینبردن خطر «جریان انحرافی»، اصلاحطلبان -و نه «سران فتنه»- را به خود نزدیک کند، در ظاهر خواستههایشان را اجرا میکند؛ زندانیانی را که اساسن نباید زندانی میشدند و احکامشان همه بیپایه بود آزاد میکند و زندانیانی را که توان راهبری و سازماندهی دارند در حبس نگه میدارد، محافظهکاران وابسته به خودش -کسانی نظیر مطهّری و باهنر- حرفهایی میزنند که تا پیش از این گفتن بخشیشان هم گناهی نابخشودنی بود و بهزودی مقدّمات فعّالیّت احزاب و رسانهها را هم فراهم خواهدکرد.
البتّه من کاملن اعتقاد دارم باید انگیخته را از انگیزه جدا کرد؛ نظام با هر نیّتی که وارد اصلاح وضعیت کشور شود ستوده و بسیار عالیست، ولی نکتهای نباید در این میان مغفول بماند و آن حقوق مردم است که نباید به هیج وجه پایمال شود.
اینکه دستگاههای امنیّتی گروهی را بدون هیچ جرمی دستگیر کنند و بعد آنها را با اعلام اینکه تقاضای عفو کردهاند آزاد کنند، اصلن گامی در جهت بهبود اوضاع نیست، این یک سیاستورزی بیشرمانه است که وقتی تاجزاده وارد ۱۰مین ماه روزهی سیاسیاش میشود و هنوز انبوهی زندانی سیاسی داریم و ۱۰ها شهید که آمر به قتل و عامل قتلشان معلوم نیست و مجازات نشده، دم از تغییر رویّهی نظام بزنیم و بعدن بخواهیم با این نمایشها مردم را گول بزنیم و آنها را به شرکت در انتخابات وادار کنیم.
سه. در این شرایط پاسخ موسوی -با وجود عدم دسترسی به «هیچ» رسانهای- این است که «با این وضعیت امیدی به انتخابات نیست». او به زیبایی و در یک جمله، تمام برنامههای نظام را برهم میریزد و همزمان، طرح هرگونه وادادنی را با شکست روبهرو میکند.
بدینترتیب معلوم میشود چرا موسوی باید در حصر باشد و خاتمی نه. خاتمی بیمیل نیست به قدرت برگردد، ولی موسوی همانگونه که در نخستین بیانیهاش پس از انتخابات گفت، «تسلیم این صحنهآرایی خطرناک نمیشود» و حتّا در حصر هم پاسخ صریحی به نظام میدهد. او به زبان بیزبانی میگوید این سیاهبازیها به درد خودتان میخورَد.
و اینگونه میشود که به جای تأکید بر راهبرد موسوی برای انتخابات، تأکید بر «آیندهی روشن» میشود تم اصلی گزارش کلمه؛ «شورا» میخواهد در قدرت جایی داشتهباشد و موسوی کماکان خود را «همراه کوچک» ما میداند و بزرگترین تفاوت موسوی و خاتمی همین است.
اینجاست که باید به این شورای مجهول یادآوری کرد مشروعیتش را نه از اعضای نامعلومش، نه از بیانیهها و موضعگیریهای بیبرنامه و حسابنشدهاش و نه از سخنگویش که اسناد ویکیلیکس از او چهرهای واداده به نمایش میگذارند، که از موسوی و کرّوبیای میگیرد که هر دو تأکید کردهاند از مواضعشان کوتاه نمیآیند و بر حقوق مردم معامله نمیکنند.
[۲۱ شهریور ۱۳۹۰ - رادیو زمانه]

