پس از گمانهزنیهایی که در مورد گزارش تازهی رییس آژانس بینالمللی انرژی هستهای دربارهی پروندهی ایران صورت میگرفت، بهتازگی و با انتشار این گزارش معلوم شد گام نهایی دربارهی پروندهی هستهای ایران در حال برداشتهشدن است؛ در گزارش تازهی آژانس، بهطور مفصّل موضوع حرکت برنامهی هستهای ایران بهسوی کاربردهای نظامی مطرح و به آن پرداخته شدهاست.
از زمانی که برنامهی هستهای ایران محلّ گفتوگو قرار گرفت، اسراییل که یکی از بزرگترین زرّادخانههای هستهای جهان را در اختیار دارد، همواره به پشتگرمی آمریکا از گزینهی حملهی نظامی به ایران سخن راندهاست. البته در شرایطی که هرازچندگاهی حکومت ایران دست به آزمایش موشکهای دوربردی میزند که توانایی هدفگرفتن اسراییل را دارند و حتّا یکی از فرماندهان ارشد سپاه از این سخن میگوید که ایران میتواند از سمنان اسراییل را هدف قرار دهد، در کنار چالشهای دیرین ایران و اسراییل که در طول دورهی حکمرانی احمدینژاد تیرهتر هم شدهاست، این موضوع قابل درک است که اسراییل دربارهی امنیّت خود نگران باشد؛ هرچند این بههیچوجه به این معنا نیست که اسراییل حق دارد به ایران حمله کند، صرفنظر از اینکه اسراییل اساسن کشوری متجاوز است.
حال، آنچه اسراییل آن را مصرّانه دنبال میکرد تحقّق بیشتری یافتهاست؛ گزارش مستندی منتشر شده که نشان میدهد برنامهی هستهای ایران چندان هم صلحآمیز نیست و بنابراین برای «جهان» خطرناک است و باید با آن رویارو شد. اسراییل میتواند یکبار برای همیشه، شرّ کشور بزرگ و قدرتمندی را که بیش از سه دهه است از نابودیاش سخن میراند و یکی از اصلیترین شعارهایش در جریان مقاومت در برابر عراق این بود که «راه قدس از کربلا میگذرد» و بخشی از عملیاتهایش را در راستای تحقّق همین شعار طرحریزی میکرد، خلاص شود. از همین رو، چگالی اظهارنظر در این راستا که تنها راه مقابله با جمهوری اسلامی رویارویی نظامیست از سوی مقامات اسراییل در چند روز اخیر بهشدّت بالا رفتهاست و همزمان با آن، تمهیدات امنیّتی و نظامی لازم نیز برای این امر در حال پیشبینیست.
از سوی دیگر، آمریکا نیز به این حمله مایل است و گرچه ظاهرن امکان مخالفت دولت آمریکا با این حمله وجود دارد، این جنگ میتواند با توجّه به آنچه از تاریخ میدانیم، داروی اقتصاد بیمار آمریکا باشد. بحران بازارهای مالی که چندیست گریبان آمریکا را گرفته و به هیچ صراطی مستقیم نیست که هیچ، موج تازهی آن با درگیری اروپا در این بحران و احتمال ورشکستگی یونان در راه است، آن دردیست که درمانش یک جنگ است؛ نظیر همان بحران فراگیری که در سال ۱۹۲۹ -دقیقن نظیر حالا- والاستریت را فلج کرد و تا آغاز جنگ جهانی دوم ادامه یافت و با آغاز جنگ به رونق انجامید. در کنار این، نباید از توجّه به سخنان هیلاری کلینتون -وزیر امور خارجهی آمریکا- غافل شد که بهتازگی گفتهاست (نقل به مضمون): «ایرانیان در صورت بروز اعتراضاتی دیگر، از جامعهی جهانی یاری بخواهند».
یک. ایران نه عراق است، نه افغانستان و نه حتّا لیبی (پیشتر اشاره کردهام چرا «ایران لیبی نیست») و واقعیّتهایی وجود دارد که ثابت میکند ایران باتلاق عظیمی برای متجاوزان خواهدبود:
۱) نیروی دریایی ایران بهشدّت «نامتعارف» است؛ به این معنا که گرچه توان رویارویی با مثلن ناوهای قدرتمند و پیشرفتهی آمریکایی را ندارد، اما بهراحتی توان ایجاد اخلال طولانیمدّت را در تنگهی راهبردی هرمز دارد. این موضوع سبب میشود صادرات نفت خلیج فارس با بحران عمدهای مواجه شود که حلّ آن چندان ساده نباشد؛ به عبارت دیگر، بیش از دوسوم تولید نفت دنیا تا مدّت نامعلومی معلّق خواهدشد. اینجاست که مسئلهی دیگری رخ مینماید و آن، لزوم پیشبینی منابع دیگر برای تأمین نفت است؛ آیا یکی از دلایل حملهی ناتو به لیبی و عدم هیچگونه مداخلهای در سوریه، میتواند همین باشد؟
۲) ایران گرچه نیروی هوایی چندان کارآمدی ندارد، اما از توان موشکی نسبتن خوبی برخوردار است. ایران دستکم بهراحتی میتواند پایگاههای آمریکایی منطقه را با موشکهای کوتاه و میانبرد خود مورد حمله قرار دهد و حتّا شاید قادر باشد با استفاده از موشکهای دوربرد خود نهتنها اسراییل که شرق اروپا را نیز هدف قرار دهد. ایران اخیرن از روسیه پارازیتانداز سیّار خریداری کرده؛ ابزاری که احتمالن برای مقابله با رادار سپر دفاع ضدّ موشکی ناتو، که بهتازگی ترکیه با استقرار آن در خاکش موافقت کردهاست، بسیار کارا خواهدبود.
۳) از همپیمانان منطقهای چون حماس در فلسطین و حزبالله در لبنان به این خاطر که توانشان چندان قابل محاسبه نیست صرفنظر میکنم، این دو گروه شاید بتوانند برای اسراییل مشکل ایجاد کنند ولی در نهایت تأثیر چندانی بر روند نبرد نخواهندگذاشت. به همین دلیل همپیمان مزوّری چون هوگو چاوز در ونزوئلا نیز نخواهدتوانست آن نقشی را که احتمالن از سرمایهگذاری در این کشور مدّ نظر بوده، ایفا کند. با این همه، اینها نیز بهنوبهی خود میتوانند بهدلیل ضعفشان نسبت به دشمن، جنگ را گستردهتر کنند، ساده اینکه «بالاتر از سیاهی رنگی نیست»، یا آنطور که علیاکبر صالحی -وزیر امور خارجهی ایران- اظهار کرده: «مرگ یکبار، شیون هم یکبار».
دو. طرح احتمالی آمریکا و اسراییل برای حمله به ایران به این شکل خواهدبود که بهصورت محدود به تأسیسات هستهای ایران یورش برده و در ادامه با توجّه به ریزش مشروعیّت نظام و نارضایتی گسترده از جمهوری اسلامی، با فشار داخلی نظام سرنگون شده و امکان مقاومت را از دست بدهد. چنین طرحی ضمن آنکه بسیار سادهاندیشانه است، به دلیل شور وطنپرستی ایرانی اساسن نشدنیست.
این شور که در جنگ تحمیلی خود را نمایاند و یکی از عوامل پایداری ایرانیان در برابر حملهی عراق به پشتیبانی کشورهای دیگر جهان بود، با ملّیگرایی روشنفکرانه تفاوتهای عمدهای دارد؛ از جمله اینکه به هیچ ترتیبی خود را به بحثهایی چون «استبداد داخلی بهتر است یا آزادی خارجی» آلوده نمیکند و در برابر تجاوز خارجی، همانند تمام نمونههای تاریخ پربار این سرزمین، تمام اقوام و زبانها و ادیان ایرانی را چنان به هم وصل میکند که به هیچ ترتیبی امکان گسستن آن وجود ندارد. به همین دلیل، تا حدود زیادی یقین دارم که در صورت وقوع چنین حملهای، حتّا درصد بالایی از مخالفان نظام برای حفظ مملکت -و نه نظام جمهوری اسلامی- وارد عرصهی مقاومت خواهندشد.
سه. حمله به ایران به آن سادگی و کوچکی که جنگافروزان گمان میکنند نخواهدبود. شخصن حتّا احتمال دخالت چین و روسیه را نیز دور از ذهن نمیدانم، به این خاطر که رقابت میان شرق و غرب عالم بهطور فزایندهای بالا رفته و همین امر -نظیر وضعیّتی که در آستانهی جنگ جهانی دوم وجود داشت- زمینهی بروز تنش را فراهم میکند. چنین مسئلهای البته نبرد را بهشکلی غیر قابل پیشبینی و کنترل درخواهدآورد که حتّا تصوّرش هم برای من شدیدن وحشتآور است.
از سوی دیگر، این حمله نمیتواند نقش نجاتبخشی را که جنگ جهانی دوم برای اقتصاد بحرانزدهی آمریکا ایفا کرد، ایفا کند. در آن جنگ، آمریکا بهدلیل فاصله از میدان نبرد دخالت چندانی در جنگ نداشت و در نتیجه آسیبی هم از آن ندید. جنگ جهانی دوم برای آمریکا یک موهبت بود، موهبتی که باعث شد این کشور که از جنگ جان سالم بهدر بردهبود، در قالب طرحهای بازسازی اروپا اقتصاد ویران خود را سامان دهد و رشد خیرهکنندهای را تجربه کند. این شرایط اکنون وجود ندارد؛ در جنگ احتمالی، آمریکا یکی از طرفین دعواست و طبعن شرایط کاملن متفاوت است.
چاهار. آنچه به ذهن من میرسد همان چیزیست که هر عقل سلیمی به آن حکم میدهد؛ آرامش ملّتها نباید با بیخردی دولتها برهم بخورد و جان میلیونها انسان بیگناه با مخاطره مواجه شود. این بیخردی در هر دو سو دیده میشود؛ هم طرف ایرانی که خیال میکند با تکیه بر آنچه دارد میتواند «حماسهآفرینی» کند، هم طرف آمریکایی-اسراییلی که گمان میکند میتواند کار را بهشکل قابل پیشبینی و سادهای جمع کند و غافل از آن است که ایران با همهجای دنیا فرق دارد و معلوم نیست پرتاب حتّا یک موشک به یکی از تأسیسات هستهای ایران، چه نتایج فاجعهآمیزی بهبار بیاورد.
[۲۱ آبان ۱۳۹۰ - کلمه]

