سهل و ممتنع هسته‌ای

ایماگر در یادداشت تازه‌اش «صورت‌بندی ایران اتمی» به مسئله‌ای پرداخته که پرداختن به آن بسیار ضروری‌ست. علاوه بر این‌که اساسن طبقه‌بندی یک مسئله یکی از اصلی‌ترین لوازم تبیین دقیق‌تر آن و در نتیجه ارائه‌ی تحلیلی واقعی‌تر است، مسئله‌ی هسته‌ای ایران اکنون مهم‌ترین مسئله‌ی کشور است. به‌جرئت می‌توانم بگویم در صورت حل‌شدن این مسئله، بخش بزرگی از مشکلات امروز مملکت مرتفع خواهدشد، ولی بنا به دلایلی که در ادامه خواهم‌آورد و مهم‌تر از همه با توجّه به پیشینه‌ی جمهوری اسلامی و ماهیّت این نظام، حلّ عاقلانه‌ی این پرونده عملن غیرممکن است.
این‌جا، ابتدا پاسخ به پرسش‌های ایماگر را می‌نویسم و در نهایت، جمع‌بندی و تحلیلم را عرضه خواهم‌کرد. در ضمن، به‌نوبه‌ی خودم از آرش کمان‌گیر، آرمان امیری، بهمن دارالشّفایی، مانی ب، حامد قدّوسی، مهدی جامی و داریوش محمّدپور می‌خواهم در این پویش حضور یابند.

علّت فشارهای بین‌المللی
این فشارها را باید از ۲ منظر نگریست؛ نخست توازن منطقه‌ای و دیگر تعارض منافع. به‌گمان من خاورمیانه و آسیای مرکزی مهم‌ترین مناطق این کره‌ی خاکی‌اند؛ هم از نظر ذخایر معدنی فراوان و مهم‌تر از همه نفت و گاز و هم از این نظر که به‌نوعی چهارراه دنیا محسوب می‌شوند و محلّ تقابل شرق و غرب عالم‌اند. از قضا، وجود اسلام و به‌ویژه تشیّع در این مناطق و روند تاریخی گسترش آن که برخلاف برداشت مسلمانان شرق دور که با بازرگانی با اسلام آشنا شدند و در نتیجه برداشتی ملایم از این دین دارند، برداشتی استبدادستیز و ذاتن اپوزوسیون را از اسلام ارائه کرده‌است، سبب‌ساز بغرنج‌ترشدن اوضاع منطقه‌ای در این ناحیه می‌شود.
این منطقه با توجّه به آن‌چه گفتم، باید آرام بماند و راه‌برد منطقی ایجاد این آرامش با توجّه به وجود اسلام ظلم‌ستیز نه ایجاد حکومت‌های خودکامه‌ی تابع منافع غرب که توازن قدرت‌هایی‌ست که به‌هرحال ظاهرن مشروعیّت داخلی دارند، یا اگر ندارند توان سرکوب را به‌خوبی دارند. صرف‌نظر از هند و پاکستان که در توازن قوا به‌سر می‌برند و اساسن دلیل این‌که پاکستان هم توانست به سلاح هسته‌ای مجهّز شود همین است، وجود اسرائیل مانع توازن طبیعی منطقه است.
علاوه بر ایران که اسرائیل را به‌رسمیّت نمی‌شناسد، بررسی تاریخ تقابل کشورهای عرب با اسرائیل این ادّعا را قابت می‌کند که کشورهای عربی منطقه نیز دل خوشی از این کشور ندارند. در نتیجه اسرائیل که ذاتن اشغال‌گر است، باید قدرت برتری را پشتی‌بان زورگویی‌اش داشته‌باشد و در نتیجه، نه‌تنها هیچ‌یک از کشورهای عرب منطقه دارای سلاح هسته‌ای نیستند و نباید هم باشند، نه‌تنها انحصار برخی سلاح‌ها در دست کشورهای بزرگ دنیا و هم‌چنین اسرائیل است، ایران نیز نباید این سلاح‌ها را داشته‌باشد و همین‌طور اصلن نباید به‌سوی این سلاح‌ها حرکت کند. ایجاد یک قدرت هسته‌ای دیگر با منافع غرب در تعارض است، همان‌طور که قدرت‌مندترشدن هر کشور دیگری نباید انحصار غرب را در مواردی نظیر اسلحه، رسانه، منابع معدنی و فن‌آوری برهم بزند، ایران هم از این قاعده مستثنا نیست.

به‌دنبال سلاح هسته‌ای؟
به‌نظر من بله. جمهوری اسلامی برای برهم‌زدن توازن منطقه و مطرح‌کردن خود به‌عنوان یک قدرت به این جمع‌بندی رسیده که باید از نظر نظامی قدرت‌مند باشد، هرچند واقعن راه پرهزینه‌ای را در پیش گرفته‌است. امّا به‌هرحال باید توجّه کرد این یکی از اهداف انقلاب ایران بود، این‌که انقلاب به جهان صادر شود و تشکیل سپاه قدس هم در همین راستا روی داده‌است. به‌جرئت می‌توانم بگویم اگر جمهوری اسلامی قدرت کافی داشت، همانند شوروی به صدور انقلاب به سایر نقاط جهان به‌گونه‌ای عمل می‌کرد که اکنون چندین کشور دارای نظامی همانند نظام ایران بودند و از جمهوری اسلامی تغذیه می‌شدند. این به ماهیّت ایدئولوژیک جمهوری اسلامی بازمی‌گردد که دست‌کم در ظاهر مطابق شعارهایی که می‌دهد رفتار کند، هرچند در واقع هرجا منافع ایجاب کند از ایدئولوژی نیز دست خواهدشست ولی به‌هرحال این دست‌شستن از ایدئولوژی نباید به قیمت ازدست‌رفتن حیثیّت نظام تمام شود، این پیش‌درآمد سقوط نظام خواهدبود.
امّا این‌که ایران این سلاح را در اختیار دارد یا خیر، به‌احتمال قریب به یقین چنین است. در ادامه توضیح داده‌ام چرا این‌طور فکر می‌کنم.

تعطیلی برنامه‌ی هسته‌ای
اگر از دید ترجیح منافع ملّی بر دیدگاه‌های ایدئولوژیک بنگریم، این کار صددرصد عاقلانه بود و در واقع چنین برنامه‌ی حسّاسیّت‌زایی اصلن نباید آغاز می‌شد. امّا برنامه‌ی هسته‌ای به‌تدریج به یکی از ارکان هویّت نظام تبدیل شده و در صورت تعطیلی آن، توجیه مردم برای این‌همه هزینه‌ای که تاکنون تحمّل کرده‌اند غیرممکن است و حتّا هواداران سرسخت نظام نیز ممکن است از آن روی‌گردان شوند.

روی‌کرد آمریکا
نتیجه‌ی طبیعی آن‌چه در ۲ بند نخست مطرح کردم دست‌کم آگاهی آمریکا از این موضوع است که جمهوری اسلامی به‌سوی سلاح هسته‌ای در حال حرکت است و این حرکت اگر تاکنون به نتیجه نرسیده‌باشد، در مراحل پایانی خود است؛ امری که خود را در ضمیمه‌ی بی‌سابقه‌ی گزارش مدیرکلّ آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نشان داده‌است و همین هم مستند افزایش فشارها بر ایران شده‌است.
با این حال، من اعتقاد دارم آمریکا دقیقن می‌داند ایران به سلاح هسته‌ای دست یافته‌است یا دست‌کم دانش آن را در اختیار گرفته‌است. گزارش آخر آژانس هم در همین راستاست و فکر می‌کنم این دست‌یابی به‌تازگی صورت گرفته‌باشد. روی‌کرد آمریکا هم در این راستا قابل توجیه است؛ اگر ایران سلاح هسته‌ای نداشته‌باشد، با توجّه به تمام ویژگی‌های ایرانی، فشار بی‌پایه بر این کشور می‌تواند باعث حرکت آن به‌سمت سلاح هسته‌ای شود و در صورتی هم که صرفن بیم حرکت این کشور به‌سوی این سلاح باشد، همان روند کج‌دار و مریز پیشین کفایت می‌کرد.
این فشارها تا جایی‌ست که ایران به زانو دربیاید یا بمب هسته‌ای‌اش را به نمایش بگذارد. فرض غرب این است که در نهایت ایران به زانو درخواهدآمد و مذاکرات جدّی آغاز خواهدشد؛ فرضی که با سقوط حکومت ایران ملازم است و وادادن نظام برابر فشارهای غرب آن‌قدر غیر قابل توجیه است که حتّا در صورت بقای نظام حیات آن را با این هویّت بسیار کوتاه‌مدّت خواهدکرد و جمهوری اسلامی در داخل نیز ناگزیر از اجرای اصلاحاتی شدیدن اساسی‌ست. پیش‌بینی می‌کنم در دوران آیت‌الله خامنه‌ای این امر روی ندهد؛ همان‌طور که مرگ آیت‌الله خمینی و پایان جنگ نیز تقریبن هم‌زمان بودند.
امّا فرض دوم آن‌جایی‌ست که ایران آزمایش هسته‌ای انجام دهد و شخصن آرزو می‌کنم چنین چیزی رخ ندهد، چون این موضوع کاملن با توازن منطقه و منافع غرب و اسرائیل در تعارض است و احتمال آن بسیار ضعیف است که غرب این موضوع را بپذیرد. در نتیجه در این صورت وضعیّت نه شبیه کره‌ی شمالی خواهدشد که در گوشه‌ی دنیا به حال خود رها شده تا هرازچندگاهی رزم‌آیش برگزار کند؛ هرچند آن هم تحمّل نمی‌شود و اوضاع آن‌قدر وخیم شده که این کشور هم به آمریکا پیش‌نهاد داده آزمایش‌های هسته‌ای‌اش تعلیق شود تا آن کشور به کره‌ی شمالی غذارسانی کند، و نه شبیه پاکستان که در توازن با هندوستان است و این توازن اوضاع را آرام نگاه می‌دارد.
فکر می‌کنم در این صورت باید منتظر یک حمله‌ی گسترده‌ی نظامی به کشور باشیم؛ حمله‌ای که البتّه امکان دخالت چین و روسیه را نیز در خود دارد و به همین خاطر است که از ابتدای بحث‌های پیرامون تحریم نفت ایران و بستن آب‌راه هرمز، نیروی دریایی چین به‌دستور رییس‌جمهور این کشور در آماده‌باش کامل است.

روی‌کرد ایران
تا زمان حیات آیت‌الله خامنه‌ای به همین ترتیب پیش خواهیم‌رفت، یعنی فشارها روزبه‌روز افزایش خواهدیافت و وضعیّت کشور روزبه‌روز وخیم‌تر خواهدشد، البتّه به همین تناسب میزان بلوف‌های حاکمان هم بالا خواهدرفت.
انتخابات آینده‌ی مجلس معلوم می‌کند پس از آن چه خواهدشد. اگر طرحی که اکنون تقریبن مورد اجماع نخبگان جنبش سبز است -تحریم فعّال انتخابات- به‌عنوان روی‌کرد رسمی جنبش مطرح و روی آن تبلیغ شود و در نهایت به آن عمل شود، نظام وادار خواهدشد به خواسته‌های مردم گوش فرادهد و برای تغییر اوضاع ناگزیر از تعطیلی کلّیه‌ی فعّالیّت‌های هسته‌ای خواهدشد.
در غیر این صورت، تا چندی دیگر که اثرات تحریم‌ها کاملن آشکار شد یا مردم به خیابان‌ها خواهندریخت و شورش‌های وسیعی روی خواهدداد، یا آیت‌الله خامنه‌ای در راه بقای نظام قربانی خواهدشد و ره‌بر بعدی آن‌چه لازم است انجام خواهدداد. شخصن نگران وضعیّتی هستم که روی‌کرد نظام بی‌تغییر باقی بماند و شعله‌ی خشم مردم برافروخته شود، در این صورت علاوه بر هرج‌ومرجی که کشور را فرامی‌گیرد، برآمدن یک استبداد دیگر گریزناپذیر است. شوربختانه فکر می‌کنم یکی از دلایل مدارای غرب با مجاهدین هم همین باشد؛ آن‌ها برخلاف جنبش سبز که آرمان استقلال را سرلوحه‌ی خود دارد و تعامل با سایر کشورهای جهان را با درنظرگرفتن استقلال و آزادی کشور در پیش خواهدگرفت، آماده‌ی سرفرودآوردن در برابر خواسته‌های غرب است و این، درآمدن از چاله و افتادن به چاه است.

چه وظیفه‌ای بر دوش ماست؟
استفاده از بزنگاه انتخابات مجلس، برای آغاز دوباره‌ی اعتراضات مدنی که از اعتراض به برگزاری انتخاباتی فرمایشی آغاز خواهدشد و با نیروی اعتراض به وضعیت فجیع اقتصادی تا نیل به خواسته‌های جنبش سبز ادامه خواهدیافت، اصلی‌ترین وظیفه‌ی ما در حال حاضر است.
این مهم، ۲ شرط اساسی دارد: یکی اتّحاد بر موضع تحریم فعّال انتخابات به این معنی که در انتخابات شرکت نکنیم و آن را به نمایش بگذاریم و هم‌چنین اعلام آن از سوی شخص سیّدمحمّد خاتمی، شورای هم‌آهنگی راه سبز امید و کلّیه‌ی فعّالان جنبش سبز و دیگری آماده‌شدن برای اجرای این راه‌برد با بررسی طرح‌هایی که وجود دارند.
من به‌زودی طرحی را که در تبیین شرایط کشور و بررسی انتخابات آینده‌ی مجلس آماده کرده‌ام منتشر خواهم‌کرد، اکنون در حال نهایی‌کردن آن هستم. در آن‌جا کامل‌تر بررسی کرده‌ام که چرا انتخابات مجلس آخرین فرصت ماست و اگر از آن غفلت کنیم، معلوم نیست سرنوشت‌مان چه خواهدشد.

پی‌نوشت:
فکر می‌کنم باید فلسفه‌ی نام‌گذاری این نوشته را توضیح دهم. حلّ مسئله‌ی هسته‌ای از سویی واقعن ساده است؛ کافی‌ست همان‌گونه که پیش‌تر نوشته‌ام، ره‌بر جمهوری اسلامی از مردم بابت عمل‌کردش به‌ویژه در جریان پرونده‌ی هسته‌ای عذر بخواهد و تهوّر نمایشی نظام را در مسئله‌ی هسته‌ای با مشروعیّت راستین مردمی تاخت بزند و در ادامه، ضمن صدور فرمان تعلیق تمام فعّالیّت‌های هسته‌ای، اجازه‌ی بازرسی گسترده از تأسیسات هسته‌ای کشور را صادر کند تا همه‌چیز ختم به‌خیر شود.
امّا از سویی این کار برای ره‌بری که در حال نزدیک‌شدن به جای‌گاه خدایی‌ست تقریبن غیرممکن است؛ تصویری که از آیت‌الله خامنه‌ای ارائه شده تصوّر هرگونه اشتباهی را از ناحیه‌ی او غیرممکن می‌کند. تصمیم ظاهرن ساده‌ای که پیش‌نهاد کرده‌ام، بنیان جمهوری اسلامی را از مشروعیّت دینی به مشروعیّت مردمی تغییر می‌دهد و این مترادف تغییر کامل هویّت نظام است. چنین تصمیمی واقعن مشکل است.

  1. #1 توسط مانی ب در 17 ژانویه 2012 - 17:57

    سلام
    متعجبم از این که اسم مرا هم در لیست خودتان آورده اید. من در این زمینه خیلی که تلاش کنم سردربیاورم که دیگران در این مورد چه می گویند. الان نوشته ی ایمایان را هم خواندم. چیزی که در هر دو نوشته در مورد هدف دستیابی به سلاح اتمی و حتی بیش از این، در اختیار داشتن بمب اتمی ادعا شده است، به نظرم خیالی می رسد. تردید دارم در یک چنین زمینه ای بتوان به فهم مسئله پیچیده هسته ای رسید.

    • #2 توسط بامداد راد در 18 ژانویه 2012 - 01:13

      سلام
      سپاس از اظهارنظرت، گرچه بیش‌تر دوست داشتم در این باره می‌نوشتی؛ به‌ویژه با توجّه به دیدگاه‌های پخته و نویی که داری و مخالفتی که با یکی از مدّعاهای این نوشته کرده‌ای.
      برای تحلیل دقیق نیاز به داده‌های فراوان و عمدتن طبقه‌بندی‌شده‌ای‌ست که از دست‌رس من خارج است، برای همین هم در نوشته ادّعا نکرده‌ام لزومن این موارد حقیقت‌اند، همه‌جا نظر خودم را مطرح کرده‌ام و از دید خودم به این مسئله پرداخته‌ام.
      با این همه، به نظر تو هدف احتمالی دست‌یابی به سلاح هسته‌ای چی‌یه؟

  1. برنامه هسته‌ای و پارادوکس ایرانی « بامدادی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.