بایگانی دستهٔ تله‌ویزیون

شوخی سَرِت نمی شه دیوونه؟!

خیلی اتّفاقی دو قسمت از سریال «فاصله ها» را دیدم. در یک قسمت دختر و پسری که در یک رستوران کار می کُنند خیلی صمیمانه مشغول گفت و گو و شوخی بودند و در قسمتِ دیگر پسری از دوستش می خواست تا با عمویش صحبت کُنَد و او را راضی کُنَد تا پسر به خواست گاری دختر ِ عمو برود. پسری که درخواست صحبت با عمو را داشت، هم دانش گاهی ِ دختر بود و هَر گونه گفت و گو با دختر را پس از اطّلاع خانواده ی دختر مجاز می دانست. برایم جالب بود در تله ویزیون حکومتی که نسبت دختر و پسری که در خیابان با هم راه می روند برایش از اَهَمّ موضوعات قابل توجّه است و -مثلن- راه رَفتن دختر و پسری در خیابان بدون نسبت شرعی امکان توقّف و دستِ کم تذکّر را در پی دارد، دختر و پسری این چنین صمیمانه با هم صحبت و شوخی می کُنند؛ آن هم در حالی که تنها هم کار ِ یک دیگر اَند.

در این سریال هم مانند اکثر سریال های دیگر ِ این چند ساله تصویری به شدّت اغراق شده از جامعه در این سریال هم دیده می شود؛ یک طَرَف جوانانی که به زَعم ِ سازنده گان سریال هیچ نکته ی مثبتی ندارند و مدام در حال خوردن به سنگ هستند و در مغازه با هم صمیمی اَند و «شاخ» اَند و طَرَفِ دیگر جوانانی مانند آن جوان که درخواستِ خواست گاری می کُنَد وجود دارند که حتّا دوستی و گفت و گوی دوستانه با یک دختر را مُجاز نمی دانند و وقتی به او علاقه مند شده اَند پیش از هَر گفت و گویی به خواست گاری می روند. لابد در آخر هم -مثل ِ همیشه- آن که همیشه در حال ِ خوردن به سنگ بوده متنبّه می شود و آن که خواست گاری کرده به کام می رسد و -احتمالن- با بچّه ای در بغل سریال را به هم می رسانَد.

تا کِی قرار است این نگاه احمقانه به جامعه در رسانه ی سراسری و تأثیر گذاری چون تله ویزیون ترویج شود؟ یعنی در این جامعه جوانی پیدا نمی شود که هم با بقیه صمیمانه رفتار کُنَد و هم موفّق باشد و هم با خانواده اَش بی مشکل؟ تمام جوانانی که جنس دیگر را «تو» خطاب می کُنند مشکل دارند و جوانانی خوب اَند که نمی توانند با دختر ها ارتباط بَرقرار کُنند و وقتی از دختری خوش ِ شان می آید فورَن به خواست گاری می روند، بدون هیج گفت و گویی؟ یعنی هیچ چیز مابین ِ این ها نیست؟

باور کُنید می شود هم اعتقاداتی داشت و هم با «جنس مخالف» ارتباط دوستانه بَرقرار کرد. در این نوشتار قصد بَر این نیست که ارزش گذاری بَر شیوه های رَفتاری صورت گیرد، مقصود این است که این تصویر از جامعه به شدّت نا دُرُست است و آن قدر اغراق آمیز است که خنده دار می شود. تا وقتی نگاه رسمی به اجتماع این قدر «سیاه – سپید» است و در تمام فیلم ها و سریال هایی که از این رسانه ی به اصطلاح ملّی پخش می شود یک آدم (گروه) خوب است و دیگری بد و شخصیت های خاکستری -که قریب به تمام افراد جامعه را شکل می دهند- در این نگاه رسمی جایی ندارند هیچ پیش رَفتی در پُر کردن شکاف «دولت – ملّت» رخ نمی دهد؛ چه، نگاهِ دولت به ملّت حتّا به مقدار کوچکی واقعی نیست و آن چه خیال می کُنند هست -یا دوست دارند باشد-، نگاهِ شان به ملّت را شکل می دهد. همین نگاه در دیگر رَفتار های حکومت هم وجود دارد؛ آن جا که منتقدان را عامل بی گانه می خوانَد و تمام مَردُم یا با حکومت اَند یا علیه آن، وضعیت دیگری هم پیدا نمی شود.

البته؛ تا وقتی کَسانی پیدا می شوند که در همین تله ویزیون از به وجود آمدن مشکلات ذهنی و جنسی در پی ِ تماشای سریال های «فارسی وان» و ایجاد «زنای ذهنی» به خاطر عدم وجود ظرفیت مناسب جنسی هنگام تماشای سریال «ویکتوریا» سخن می گویند، تعجّبی ندارد این نگاه اغراق آمیز و غیر واقعی، نگاه رسمی حکومت باشد و این جوانان به عنوان نمونه های جوانان ِ این مملکت نشان داده شوند.

پس نوشت: عنوان، یکی از دیالوگ های سریال است که دختر ِ یاد شده در ابتدای نوشته به پسر می گوید.

نوشتن دیدگاه

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.