بایگانی دستهٔ موسیقی

مرغ خوش‌خوان

آقای شجریان!

برای بودن‌تان، برای خواندن‌تان و برای ماندن‌تان بر عهدی که با مردم ایران بستید از شما ممنون‌ام.

تولّدتان مبارک ای «مرغ خوش‌خوان»!

حاشیه: هم‌زمان با تولّد ۷۱ سالگی محمّدرضا شجریان، آلبوم تازه‌ی او -مرغ خوش‌خوان- منتشر شد. این‌که شنیدن قطعات این آلبوم چه لذّتی به شنونده می‌دهد اصولن در واژه نمی‌گنجد. باید حتمن آن را گوش داده‌باشید تا حس کنید چه می‌گویم، البته لفظ «گوش‌دادن» درباره‌ی این موسیقی‌ها صدق نمی‌کند؛ آن‌ها را باید بنوشید و مست شوید.
این‌جا شعر قطعه‌ی آخر آلبوم را، که از حافظ است، می‌آورم. بخوانید و ببینید معنای پای‌داری را، معنای «شجریان» بودن را:

یوسف گم‌گشته بازآید به کنعان غم مخور / کلبه‌ی احزان شود روزی گلستان غم مخور
ای دل غم‌دیده حالت به شود دل بد مکن / وین سر شوریده بازآید به سامان غم مخور
گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن / چتر گل در سر کشی ای مرغ خوش‌خوان غم مخور
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت / دایمن یک‌سان نباشد حال دوران غم مخور
هان مشو نومید چون واقف نِه‌ای از سرّ غیب / باشد اندر پرده بازی‌های پنهان غم مخور
ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکند / چون تو را نوح است کشتی‌بان ز طوفان غم مخور
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی‌زد قدم / سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان غم مخور
گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید / هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور
حال ما در فرقت جانان و اِبرام رقیب / جمله می‌داند خدای حال گردان غم مخور
حافظا در کنج فقر و خلوت شب‌های تار / تا بوَد وردت دعا و درس قرآن غم مخور

نوشتن دیدگاه

موسیقی میهمانی خدا

میهمانی بدون موسیقی نمی‌شود، و میهمانی خدا هم از این قاعده مستثنا نیست.
موسیقی رمضان، نوای ملکوتی «ربّنا» و «مثنوی افشاری» محمّدرضا شجریان است؛ هرچند محتسب، نوشیدن -و نه نیوشیدن ِ- مِی ِ نابِ این نوای آسمانی را منع کرده‌باشد.

ربّنا

رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ (آل عِمران، آیه‌ی ۸)
پروردگارا، پس از آن‌كه هدايت‌مان كردى، دل‌هاى ما را مگردان، و رحمتى از سوى خويش به ما ارزانى دار كه تو بخشنده‏اى‏،

رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ (مؤمنون، آیه‌ی ۱۰۹)
پروردگارا ايمان آورده‏ايم، ما را بيامرز و بر ما رحمت‏آور، و تو به‌ترين مهربانان‌ئى‏،

رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً وَهَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا (کهف، آیه‌ی ۱۰)
پروردگارا بر ما رحمت خويش بگستر و كار ما را به سامان آور،

رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ (بقره، آیه‌ی ۲۵۰)
خداوندا بر ما طاقت فروریز، و گام‌های‌مان را استوار گردان، و برابر این قوم کفرپیشه یاری‌مان کن.

مثنوی افشاری

این دهان بستی، دهانی باز شد … تا خورنده‌ی لقمه‌های راز شد
لب فروبند از طعام و از شراب … سوی خوان آسمانی کن شتاب
گر تو این انبان ز نان خالی کنی … پر ز گوهرهای اجلالی کنی
طفل جان از شیر شیطان باز کن … بعد از آنش با ملَک انباز کن
چند خوردی چرب و شیرین از طعام … امتحان کن چند روزی در صیام
چند شب‌ها خواب را گشتی اسیر … یک شبی بیدار شو، دولت بگیر

[جلال‌الدّین محمّد بلخی]

نوشتن دیدگاه

دل‌تنگی

این سروده‌ی تازه‌ی آریا آرام‌نژاد است؛ هم‌او که پیش‌تر سروده بود «گناه ملّت ما چی‌ست، به جز فریاد آزادی» و برای همین هم به ۱۰ ماه حبس محکوم شد و در دوران بازداشتش هم انواع شکنجه‌ها را متحمّل شده‌بود و حتّا وادار شده‌بود روی خون بی‌مار مبتلا به ایدز راه برود.

احتمالن عدّه‌ای خواهندگفت این «سانتی‌مانتال‌بازی‌ها» و «دلم تنگ شده» و این‌ها، جای مبارزه را نخواهدگرفت. از دید من امّا، آزادی راه‌بران جنبش سبز اصلی‌ترین راه‌برد کوتاه‌مدّت جنبش سبز است، به این خاطر که برخلاف آن‌چه پیش‌بینی می‌شد، «شورای هم‌آهنگی راه سبز امید» که کماکان ناشناس است، نتوانست مشروعیت لازم را برای راه‌بری جنبش سبز بیابد و هم‌چنین کسی مانند محمّد خاتمی نیز با حرف‌های چندپهلوی مجاری رسمی و حرف‌های صریح مجاری غیر رسمی‌اش، نخواست یا آن‌چنان نتوانست مقبولیت و مشروعیت درخوری برای مدیریت و ره‌بری جنبش سبز دست‌وپا کند. به همین دلیل فکر می‌کنم تا موسوی و کرّوبی آزاد نشده‌اند، هیچ کنش مؤثّری از سوی جنبش سبز انجام نخواهدشد.

این «سانتی‌مانتال‌بازی‌ها» هم -که من نامش را می‌گذارم زنده‌نگاه‌داشتن نام راه‌بران جنبش سبز- بخشی از مبارزه برای آزادی موسوی و کرّوبی‌ست که البته باید توجّه داشت مبادا توجّه بیش از اندازه به آن، ما را از توجّه به سایر جنبه‌های مبارزه برای آزادی آنان؛ کارهایی از قبیل نوشتن نام آنان در خیابان‌ها و اسکناس‌نویسی و پخش شب‌نامه و غیره بازدارد. در این میان نیز، تنها کاری که از دست شورای یادشده برمی‌آید، ایفای نقشی فعّال‌تر در راستای همین هدف است، تا راه‌بران آزاد شوند و سکّان را خود در دست گیرند که در این مدّت، «شورا» نتوانست خوب ما را در «راه سبز امید»، «هم‌آهنگ» کند.

دل‌تنگی
لینک دانلود

دلم تنگ‌ئه که شالت رو دوباره سبز بندازی … دلم دل‌تنگ‌ئه حرفات‌ئه که فردامونو می‌سازی
دلت لب‌ریز از خون‌ئه ولی مردونه ایستادی … بریدن پاتو از خونه نمی‌دونن نیافتادی
نمی‌دونن تو زندون هم نه کم می‌شی نه می‌میری … هنوزم دست بانو رو بلند و سبز می‌گیری
دلم از دست‌شون خون‌ئه همونایی که بی‌رحم‌ئن … از آزادی چی می‌دونن فقط باتومو می‌فهمن
هنوزم توی روزی که ندا روی زمین افتاد … یه سبز ساده می‌پوشیم بدون حرف بی‌فریاد
هنوزم پیرمردامون تو دستاشون یه دست‌بندئه … هنوزم مادر سهراب به امید تو می‌خنده
یه روزی می‌شه این کابوس از این بی‌خوابی رد می‌شه … یه روزی دست این ملّت از این زندونا رد می‌شه
یه روزی که تو می‌دونی می‌آد و دور نمی‌مونه … همه دنیای من شاهد که حرف زور نمی‌مونه

نوشتن دیدگاه

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.